هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

237

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از سادات « مرعشى » است . « 1 » امروز ، متّصل باران باريد . شب هم باريد . حوالى صبح ، باران ايستاد و هوا ، باز شد . چهارشنبه ، بيست و چهارم [ شوال 1292 ه . ق . ] در « آمل » اتراق شد . هوا « صاف » و آفتاب بسيار خوبى است . رفتم به « اوجىآباد » « 2 » . قدرى دور از شهر « آمل » است . خانه‌هاى خوب و اشجار « مركّبات » زياد دارد . نرسيده به « اوجىآباد » ، صحرائى است چمن ، كه 10 سال قبل ، [ در ] اين‌جا شكار « خوك » كرده بودم . باز هم اسباب شكار فراهم بود . پياده و سگ زيادى [ در ] ميان جنگل فرياد و صدا مىكردند . زيادتر از نيم ساعت ايستاده ، چيزى ديده نشد . 3 ساعت به غروب مانده ، به « اوجىآباد » رفتم . همان عمارتى است كه 10 سال قبل ديده بودم . در مراجعت ، از راه ديگر [ ى ] غير از اين راه كه آمده بوديم ، به « آمل » برگشتيم . در وسط راه ، يك « قبان » بزرگ ، يعنى « خوك » بزرگى را سگ‌ها ميان نيزارى محاصره كرده ، دورش را گرفته بودند . اسب دوانيده ، رسيديم . پياده ، سواره ، سگ زياد ، هاىوهوى « 3 » عجيبى بود . سگ‌ها ، خوك را گرفته بودند ، امّا خوك هم چند سگ را كشته و بعضى از آنها را زخمى كرده بود ؛ به‌خصوص سگ زردى بود ، كه چنان بر او زده بود ، كه جگرش از شكم درآمده و باز ، راه مىرفت . چند پياده هم زخمى شده بودند ، على الخصوص يك نفر كور عاجز راه گذر را ،

--> ( 1 ) . « 3 فرسخ راه پيموده ، وارد شهر آمل شدم . اولى كه شخص وارد شهر مىشود ، سمت يمين ، يعنى طرف شرقى رودخانه ، مشابه ده بزرگى است ، اما از رودخانهء هزاره كه حالا مشهور به « هزار » است مىگذرد و به واسطهء يك پل بسيار طولانى و كم‌عرض به طرف غربى مىرسد . آنجا شهر بزرگى و عمارت خوب ملاحظه شد . بناى اين پل خيلى عالى است . نسبت بناى او را در زمان فتح اسلام مىدهند . اعتقاد من قديم‌تر است . آن سمت پل ، طرف غربى كنار رودخانه را به مسافت 1500 ذرع از سنگ و آجر و آهك‌سازى ساخته‌اند . معلوم مىشود كه قديم قلعهء محكمى آنجا بوده . اما حالا كاروانسرايى ساخته كه به رودخانه نگاه مىكند بسيار باصفا . استعداد شهريت آمل به درجه‌اى است كه مىتوان به جزئى خرج و تصرف ، او را مثل بغداد ساخت . دكان‌ها را از ترس قاطرچى و فراش بسته بودند . از بازار كه خارج شدم ، ساختمان كهنه‌اى به نظرم آمد . پرسيدم ، گفتند مقبرهء ميرزا بزرگ ، وزير شاه عباس است . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 50 ) ( 2 ) . گريگورى ملگونف ، آن‌را اوج‌آباد ( سفرنامه ملگونف ، 132 ) و ميرزا ابراهيم به شكل اچىآباد يا اوجى آباد ثبت كرده است . ( سفرنامه استرآباد و مازندران ، 134 ) ( 3 ) . در اصل : هايهوى